مهربان.صداكن مراصداي توخوب است.صداي توتك نوايي است كه دركوچه تاريك
زندگي بادل زيستن يعني چه؟؟؟ صداي توسبزينه آن گياه عجيبي است كه درانتهاي
صميميت خزان مي رويد.
معشوق بزرگ است وخاصيت عشق همين است من از
طعم تصنيف در متن ادراك يك كوچه تنهاترم بيا تا برايت بگويم چه اندازه تنهاي
تنها نشسته ام وبه افقي تكراري خيره مانده ام خاطرات دور آرام.آرام پيش مي ايند
وازكنارم عبورمي كنندبه باغچه نگاه مي كنم.
گلهاي سوسن برايم شعرمي خوانند.
دلم مي گيرد.گوياكسي مي خواهد پنجره راببندد سقف روي سرم سنگيني مي كند
شانه هايم تحمل هواراهم ندارند چقدرآفتاب اشكبارمي تابد.چقدرروز رقيق است
گوياكسي مي خواهدفردارا باخود ببرد.گوياكسي مي خواهد خاطرات مراپاك كند
گوياكسي مي خواهدمراازمن بگيرد!!!
روزهايم تند تند هاشورمي خورند دراين
صبح خسته كه به كبودي ميزندحوصله ي حرف هاهم سررفته است!!!
مي خواهم درستايش توآوازبخوانم مي خواهم انقدر قدبكشم كه ستاره هاروي شانه
هايم بنشينند.مي خواهم ازشيشه هاهم بي رياترشوم شوم.
كاش مي دانستي كه بي تو
بغض روي بغض مي نشيند.
كاش مي دانستي كه فرصتهاچون شهاب مي روند ومي
گذرند وانسان باپلك برهم زدني پيرمي شودآنقدر پيركه عشق وراستي هم جا نتوان
پيداكنند مي دانم اين واين كلمات حرفي براي گفتن ندارندامابگذار دمي در گوشه ي
چشمان زيبايت بياسايم.ازروزگارخسته ام.ازبهارخسته ام.ازتنهايي خسته ام.
بادهاي
مغرورشانه ام را شكسته اند.طوفان آرزوهايم را به يغمابرده است.كاش خورشيدي
برروح قطبي من فرودبيايد***كاش مرانيزازنگاه تونصيبي بود*** كاش دلم انقدر
كوچك نبود***![]()
![]()
