شنبه ششم تیر 1388
هرروز برات یه دونه مینویسم که به یادتم اگر چه میدونم منم آدمم ویه روز خسته میشم تا اونجا که بتونم برات مینویسم...............ولی سعی میکنم دیگه پیشت برنگردم ومنتظر خواهم نشست ولی هر جا برم انتظارمو به همه میگم به مرغ وخروس تا بلندترین پل دنیا خواهم گفت....................آره امر مسلم بود بهتر از تو هم تو زندگیم بیاد ولی تو.............ولی دوس داشتم وقتی پیش همیم همه چیزو فراموش کنیم ولی نمیشد باشه به این روزا هم منتظرم..................![]()
![]()
نوشته شده توسط مریم در ساعت 18:40 | لینک
|
