من از دو کار نفرت دارم : یکی درد و دل کردن که کار شبه مردان است و یکی هم از خود دفاع کردن،جوش زدن،که کار مستضعفین است،آدم های سست.شجاع به همدرد نیازمند نیست،از ناله شرم دارد.مرد پاک را نیز زندگی و زمان تنها نمی گذارند.زندگیش از او دفاع می کند،زمان تبرئه اش می کند،پلیدان هرگز پاکدامنی را نمی توانند آلود.هر چند سنگها را بسته و سگها را رها کرده باشند!
اما یک نوع نالیدن هست که چیز دیگری است.ناله ی غم و غصه و گرفتاری و قرض و از دست عقده دارها و "وز وزیست"ها و "زر زریست"ها و دشمنی های این و آن و آزار اینجا و آنجا...نیست.ناله ی ضعف و عجز نیست ناله مرد است.آنچنان که شیر در شب های عظیم کوهستان می نالد،آنچنان که علی در شب های پهناور نخلستان می نالد.این ناله ی غربت است،گریستن در زیر آوار زندگی کردن است.
"دکتر شریعتی"
من ترجیح میدهم با کفشهایم در خیابان
راه بروم وبه خدا فکر کنم تا اینکه در مسجد
بنشینم وبه کفشهایم فکر کنم........
با زمین خیلی غریبم با هوای تو صمیمی
دیده بودمت هزار بار توی رویای قدیمی
به نگاه چشم گریون
یه فرشته رو زمینی چشامو به روت میبندم تا که اشکامو نبینی
باتو فریاده ی آه را میکشم تاج باور
دلای آبی همیشه میمونن بی یارو یاور از کجا باید شروع کرد قصه عشقو دوباره
تا همه بغضای عالم سر عاشقی نباره
غربت آرزوهامون دل طاقتو شکونده نگو تو شهر حقیقت واسه ما جایی نمونده نگودیره واسه گفتن
سهمم از دنیا همینه تو تنهایی شبها کسی اشکامو نبینه کسی اشکامو نبینه
از کجا بایدشروع کرد قصه عشقو دوباره تا همه بغضای عالم سر عاشقی نباره..............![]()
![]()
دست از طلب ندارم تا کام من برآید یا تن رسد به جانان یا جان زتن برآید برآید برآید
بگشای تربتم بعد از وفا تو بنگر کز آتش درونم دود از کفن برآید برآید برآید
بنمای رخ که خلقی والح شوند وحیران
بگشای لب که فریاد از مرد وزن برآید.
ای ساحل آرامشم سوی تو پر میکشم از دوریت در آتشم درآتشم یارا.........![]()
![]()
نمیدانم چه میخواهم بگویم
زبانم دردهان باز بسته است
در تنگ قفس باز است و افسوس که بال مرغ آوازم شکسته است
نمیدانم چه میخواهم بگویم غمی در استخوانم میگدازد
خیال ناشناسی آشنا رفت گهی میسوزدم گه مینوازد
پریشان سایه ای آشفته آخر زمغزم میترواد گیج وگمراه
چو روح خواب گرمی مات ومدهوش که بی سامان به ره افتد شبانگاه
درون سینه ام دردیست خونبار که همچون گریه میگیرد گلویم میگیرد گلویم
غمی آشفته دردی گریه آلودنمیدانم چه میخواهم بگویم،نمیدانم چه میخواهم بگویم..............![]()
![]()
به نام خداوند بخشنده ومهربان
هر وقت کاریو شروع میکنیم این جمله را میگیم بدون اینکه بهش توجه کنیم.بخشنده یعنی چی؟
یاد جمله ای از پیامبر افتادم: "هر که عاشق شود و عشق پنهان دارد وبر عشق بمیرد،شهید باشد ... هر جند که میکوشم که از
عشق درگذرم ،عشق مرا شیفته و سرگردان می دارد و با این همه او غالب می شود و من مغلوب ،
با عشق کی توانم کوشید؟؟ای عزیز به خدا رسیدن فرض است ،ولابد هر چه به واسطه ی ان به خدا
رسند فرض باشد به نزدیک طالبان . عشق بنده را به خدا برساند. پس عشق از بهر این معنی فرض
راه آمد. ای عزیز مجنون صفتی باید که از نام لیلی شنیدن جان توان باختن،... .کار طلب آن است که
در خود جز عشق نطلبد. وجود عاشق از عشق است بی عشق چگونه زندگانی کند؟؟
حیات از عشق می شناس ، و ممات بی عشق می یاب... .
عشق سه گونه آمد، اما هر عشقی درجات مختلف دارد: عشقی صغیر است عشقی کبیر و
عشقی میانه.عشق صغیر، عشق ماست با خدای تعالی،و عشق کبیر عشق خداست با
بندگان،عشق میانه دریغا نمی یارم گفتن، که بس مختصر فهم آمده ایم."
توی این جمله عشق واقعی بیان شده وخداوند به واسطه این عشق بشر را آفرید.حاصل عشق الهی آفریدن بود وبروز آن به واسطه بخشش بود.واینجاست که معنی کلمه بخشنده را میفهمم.
اما متاسفانه تو جامعه ما هر کی یه کار کوچیک میکنه میگه آخه عاشقم.توفهرست وبلاگ بلاگفا به تعداد وعنوانین وقتی نگاه کردم دیدم که وبلاگهای عاشقانه تعدادش از همه بیشتره.پرسیدم با این همه عشق چه میشه کرد اگر چه عشقای مابه مرور زمان درست میشه واین تعداد طبیعیه ولی در هر صورت عشقای کامل نیست.یکی از مشکلاتی که ما دچار میشیم که احساس را قاطی عشق میکنیم در حالی که از خود پیامبرنقل شده که احساس مانند پری درروی شاخه درختی در بیابان می باشد.خوب این پر با هر بادی به هر طرف حرکت میکند.یااینکه هوس را باعشق یکی می دانیم.مقاله های فلسفی هست که عشق را از هوس جدا کرده.(البته به علت اینکه تعبیر هر شخصی ومکتب هر شخصی دیدگاه متفاوتی نسبت به عشق دارد شاید مخالف باشند وشاید موافق)ولی من در بیش از 10مقاله های مختلفی که خوندم مخصوصا در ابتدای آشنایی بین دو نفر هوس بیشترین حکم فرمایی را در عشق افرادمی آفریند.وهزارن تفاوت در تعبیر متفاوت در دیدگاه شخصی هر شخص در این مورد......
خوب بعد از این همه حرف به این نتیجه رسیدم که عشق تعابیر مختلفی داره وبرخی اونو با احساسات وهوس قاطی میکنن.برخی نمیکنن ،برخی فقط یکیشو.اما بزرگترین ویژگی عشق بخشندگی است اینکه اگه عاشق کسی هستی او را ببخش.البته این نظر شخصی خودم هست.
ادامه مطلب
