نمیگم دلت یه رنگه،نمیگم دل تو سنگه،من میگم اگه تو باشی همه
دنیا قشنگه
نمیگم مجنونتم من،نمیگم دیوونتم
من
میگم اگه تو باشی واسه تو یه همدمم من
نمیگم دلم اسیره،نمیگم پیش تو گیره،من میگم اگه نباشی دلم از غصه
میمیره
نمیگم عاشقت هستم،نمیگم دل به تو بستم
من میگم اینو بدونی چشم به راه تو نشستم
![]()
![]()
وقتی چشات یادم میاد این دل تو سینه میمیره
تو خلوت و تنهاییام دوباره گرم میگیره
غم میگیره این وجودمو باز بی تو میمیره
خیلی وقته که این دلم سراغتو میگیره
خدا .... غریبم ... تو برس به دادم جز غم و غصه چی شد نصیبم
دلم گرفته دارم میمیرم ..........
عاشقی ببین چه کردی با دلم
دارم میمیرم اما هنوز منتظرم
عاشقی خونت خراب شه رو سرت آخه این دلم خیلی وقته منتظره ...
خدا .... غریبم ... تو برس به دادم جز غم و غصه چی شد نصیبم
![]()
![]()
ت...
تُک تُک
تک تک
تک تک
تک تک
نام معشوقش را
بر تنه ی درخت حک می کند
دارکوب
......................
چ...
چه بی پروا
روی سیم های لخت فشارقوی
عشق بازی می کنند
گنجشک ها
![]()
![]()
خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای قصه عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه
خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
تو را می سپارم به دلهای خسته
تو را می سپارم به مینای مهتاب
تو را می سپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته
تو را می سپارم به رویای فردا
به شب می سپارم تو را تا نسوزد
به دل می سپارم تو را تا نمیرد
اگر چشمه واژه از غم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نگیرد
خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سایه سار همیشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نوبهار همیشه
![]()
![]()
بگذاريد عاشقش باشم حتي اگر نداند . .
بگذاريد هميشه در خاطراه ام باشد حتي اگر نخواهد. . .
بگذاريد دليل بيدار شدن در صبح و خوابيدنم در شب باشد. . .
بگذاريد نفس كه ميكشم فقط دليلش او باشد . . .
بگذاريد هميشه چشمهايم به دنبال او بگردد . . .
بگذاريد فقط راهي را بروم كه به او برسد . . .
بگذاريد به همين چيزها دلخوش باشم. . .
من با اميد زندگي ميكنم
خدایا, روزگار, زندگي فقط بگذاريد عاشقش باشم . . . شايد روزي روزگاري . . .
کسی چه میداند!!!
![]()
![]()
دل من غمگین است
غصه ام سنگین است
گرچه بی همنفسم زندگی شیرین است
میل گل در دل نیست
بال من خونین است
اشک غم باید ریخت
رسم دنیا اینست
![]()
درخت را به نام برگ
بهار را به نام گل
کوه را به نام سنگ
دل شکفته مرا به نام عشق
عشق را به نام درد
مرا به اسم کوچکم صدا بزن
![]()
![]()
گفتی که منتهای امید تو چیست, آه ای منتهای آرزوی من چه گویمت
با این هوای سرد و غریبانه ام بساز با من بمان به سمت هوای دگر مرو !
لبخند می زنی و جهان عید می شود آینه با نگاه تو خورشید می شود
بیستون ناله زارم چو شنید از جا شد کرد فریاد که فرهاد دگر پیدا شد
به غیر از مه نداردکس خبر از ناله و آهم که او در وادی هجر تو شبها بود همراهم
به یک کرشمه که در کار آسمان کردی هنوز می پرد از شوق, چشم کوکبها
ذره ذره مگر از مهر تو بردارد دل ورنه دل بر نتوان داشت به یک بار از تو
ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی دودم به سر بر آمد زین آتش نهانی
من قامت بلند تو را در قصیده ای با نقش قلب سنگ تو تصویر می کنم
![]()
![]()
كاش مي شد سرزمين عشق را در ميان گام ها تقسيم كرد
كاش مي شد با نگاه شاپرك عشق را بر آسمان تفهيم كرد
كاش مي شد با دو چشم عاطفه قلب سرد آسمان را ناز كرد
كاش مي شد با پري از برگ ياس تا طلوع سرخ گل پرواز كرد
كاش مي شد با نسيم شا مگاه برگ زرد ياس ها را رنگ كرد
كاش مي شد با خزان قلب ها مثل دشمن عاشقانه جنگ كرد
كاش مي شد در سكوت دشت شب ناله ي غمگين باران را شنيد
بعد ، دست قطره ها يش را گرفت تا بها ر آرزوها پر كشيد
كاش مي شد مثل يك حس لطيف لابه لاي آسمان پرنور شد
كاش مي شد چا در شب را كشيد از نقاب شوم ظلمت دور شد
كاش مي شد از ميا ن ژاله ها جرعه اي از مهر با ني را چشيد
در جواب خوبها جان هديه داد سختي و نا مهرباني را شنيد
![]()
![]()
كاش قلبم درد پنهانی نداشت. چهره ام هرگز پریشانی نداشت
كاش برگه های آخر تقویم عشق ، خبر از یك روز بارانی نداشت
كاش می شد راه سخت عشق را بی خطر پیمود و قربانی نداشت
كاش میشد عشق را تفسیر كرد. دست و پای عشق را زنجیر كرد
كاش یا رب آشنایی ها نبود
یا به دنبالش جدایی ها نبود . . .
![]()
![]()
